|
|
|
|
|
تـصــاويـر ماهــواره اي محور بروجن ـ شهرضا
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||
|
|
|
|
|
جمعيت شهر نقنه بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵ - ۸۲۳۴ نفر ميباشد
نقنه از نظر جمعيت در استان چهارمحال و بختياري در مکان ۱۶ قرار دارد
نقنه قبل از این بزرگترين روستاي استان چهار محال و بختياري به شمار میرفت
بر اساس اطلاعات سرشماري نفوس و مسكن 1385
جمعيت كشور 70472846 نفر بوده است
كه از اين تعداد 48245075 نفر در نقاط شهري
و الباقي ۲۲۲۲۷۷۷۱ نفر ساكن در نقاط روستايي بوده اند
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||
|
|
|
|
|
آخرین - اصلاحات - جدیدترین - فهرست - اسامی - لیست - نام - اسم - اطلس - کشورهای - جهان - دنیا ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||
|
|
|
|
|
اين کشته فتاده به هامون حسين توست |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||
|
|
|
|
|
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||
|
|
|
|
|
از خون جوانان وطن لاله دميده |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||
|
|
|
|
|
دعوا بر سر
خال
حکايت دعوا بر سر «خال» از زمان خواجه حافظ شيرازي آغاز گرديد و تا زمان معاصر ما کشيده شد! داستان با بيتي از اشعار حافظ آغاز گرديد. سپس صائب تبريزي در سالهاي بعد به گونهاي انتقادي و با الگو برداري از اصل شعر، حافظ را محکوم به اشتباهش کرد و نهايتا شهريار پاسخي زيبا و شنيدني براي صائب تيريزي سرود. حافظ
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را --- به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را صائب
تبريزي
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را --- به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چيز ميبخشد ز مال خويش ميبخشد --- نه چون حافظ که ميبخشد سمرقند و بخارا را شهريار
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را --- به خال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را هر آنکس چيز ميبخشد بسان مرد ميبخشد --- نه چون صائب که ميبخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاک گور ميبخشند --- نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را به هر حال داستان به اينجا ختم نشد
و در گوشه کنار اشعاري را با مضاميني مشابه داريم.
البته موارد بالا به صورت رسمي و از قول شاعران شناخته شده بود. مثلا اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را --- فداي مقدمش سازم سر و دست و تن و پا را من آن چيزي که خود دارم نصيب دوست گردانم --- نه چون حافظ که ميبخشد سمرقند و بخارا را و يا در جايي ديگر کمي طنز
آلود
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را --- به خال هندويش بخشم يه من کشک و دو من قارا ز خاک گور ميدانم سر و دست و تن و پا را --- ز مال غير ميدانم سمرقند و بخارا را عزراييل ز ما گيرد تمام روح و اجزا را --- چه خوشتر ميتوان باشد؟ ز آن کشک و دو من قارا اما داستان باز هم ادامه
يافت
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را --- به خال هندويش بخشم سرير روح ارواح را مگر آن ترک شيرازي طمعکار است و بيچيز است؟ --- که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا را کسي که دل بدست آرد که محتاج بدنها نيست --- که صائب بخشدش او را سر و دست و تن و پا را و نهايتا به اين شعر ميرسيم که با
کمي تغيير در وزن حافظ را مسئول تمام اين دعاوي
ميداند چنان بخشيده حافظ جان! سمرقند و بخارا را --- که نتوانسته تا اکنون کسي پس گيرد آنها را از آن پس بر سر پاسخ به اين ولخرجي حافظ --- ميان شاعران بنگر فغان و جيغ و دعوا را وجود او معمايي است پر از افسانه و افسون --- ببين! خود با چنين بخشش معما در معما را پگاه و بخشندگی حافظ بيا حافظ که پنهانی من و تو دور از اين غوغا --- به خلوت با هم اندازيم اين دلهای شيدا را رها کن ترکِ شيرازی! بيا و دختر لر بين! --- که بر يک طرهی مويش ببخشی هر دو دنيا را فزون بر چشم و بر ابرو فزون بر قامت و گيسو --- نگر بر دلبر جادو که تا ته خوانده دريا را شبی گر بختت اندازد به آتشگاهِ آغوشش --- ز خوشبختی و خوشسوزی نخواهی صبح فردا را شنيدم خواجهی شيراز ميان جمع میفرمود --- پگاه است آنکه پس گيرد سمرقند و بخارا را بدين فرمايش نيکو که حافظ کرد میدانم --- مگر ديگر به آسانی کسی ول میکند ما را نظر شما چيست؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمود
|
|
||